بنام خدا
ارزيابی ديدگاه های هنر
رابطه اثر هنری با آدمی رابطه ای است ضروری و بی واسطه ، يعنی از يك طرف پس از خلق اثر هنری ، چه هنرمند بخواهد و چه نخواهد ، اثر از حوزه مالكيت او بيرون ميايد و از طرف ديگر درگيری آدمی با هنر و آثار هنری اجتناب ناپذير است.
آنچه در اين رويارويی رخ ميدهد كليت اثر است كه روح و روان آدمی را متاَثر ميسازد و اين تاثير در اجزاء يك اثر هويدا ميشود.
معمولا هنرمند در خلال تجزيه يك اثر به عوامل تشكيل دهنده آن ، به محض مشاهده نوعی تفاوت در عوارض ، مثلا در اشكال ، رنگها ، فضاها ، سازه ها و يا مصالح ، اعلام نو آوری ميكند. و با اين اعلام آن اثر را مشخص كرده و يا سبك و دوره جديدی را برای آن در نظر ميگيرد. حتی اگر اين اثر فاقد جنبه های هنری باشد و جالب اينكه آن اثر را به صرف نو آوری هنرمندانه قلمداد ميكنند.
با اين شيوه برخورد ، آثار گذشته به طبقه آثار تاريخی ، قديمی و سنتی تبديل ميگردد. و اين ديدگاه خواسته يا ناخواسته ، تاريخ مصرف بسياری از آثار هنری را سپری شده اعلام ميكند.
عواقب فرهنگی اين شيوه ، عبارت است از توقع نوآوری !. كه در نزد هواداران هنر ، مقوله ای هست مقبول ، كه از پيش مسلم فرض ميشود.
و همه نوآوری را ضرورت ميدانند ، تا جائيكه به صرف نو بودن و متفاوت بودن ، هنرمندانه نيز ارزيابی ميشود.
حاميان اين ديدگاه ها عمدتاً دانشگاه ها هستند. مراكزی كه بزرگترين بازار مصرف توليدات مورخان و منتقدان هنر به حساب می آيند. و توليد مطلب برای تدريس ، بازار نامگذاری و اعلام نوآورها را هر چه داغتر كرده است.
در سراسر جهان مراكز دانشگاهی، به ندرت بوجود آورنده جريانات هنری و خالق آثار هنری بوده اند ، در حالی كه دانشگاه ها ميتوانند مهمترين مرجع آگاهی و بسط فرهنگی و اجتماعی باشند و با اشاعه احساس های هنری كل جامعه را متحول سازند.
فرار هنرمندان از دانشگاه ها و جدال هنرمندان حرفه ای با اين مراكز بهترين گواه اين مهم ميباشد.
متشكرم/
|
+| نوشته شده توسط
آيتك آذرنژاد در شنبه دوم مهر 1384
|