تبليغاتX
طراحي و نقشه كشي با اتوکد
ميتواند پلی باشد حهت پيوند دادن اطلاعات معماری و نقشه کشی
 ديدگاه هاي خالق هنر و مخاطب هنر
بنام خدا

ديدگاه هاي خالق هنر و مخاطب هنر


پرداختن به ديدگاه خالق اثر هنري ، كاري بس مشكل است. مشكل است چرا كه ممكن است ملاحظات مربوط به اين ديدگاه با شرايط عيني خلق اثر هنري در هم آميخته شود. پس بهتر است بگوييم كه اهداف اين قلم به كم و كيف چگونگي آفرينش رمز و رازهاي ، مؤثر افتادن و ماندگار شدن يك اثر هنري مربوط نمي شود.
براي رهايي از مشكل مذكور و بجاي پرداختن به خصوصيات خالق هنر ، موجه تر است كه به تاثيرات مخلوق هنر بپردازيم و به نوعي مواجه ي روياروي با اثر هنري دست يازيم. به همين علت شايد مناسبتر باشد كه از ديدگاه مخاطب هنر به تاثير هنر نظر افكنيم.
اگر ما در مقابل اثري ، فرق نميكند ، نوايي ، فضايي ، كلامي و يا نقشي قرار گرفتيم و با لحظه پيشمان تفاوت يافتيم ، بين اثر هنري و مخاطب رابطه بر قرار شده است . طيف اين اثر ميتواند از تغيير اندك ، تا دگرگون شدن آدمي را در بر گيرد و بدين ترتيب درجه تاثير گذاري و بالنتيجه هنري بودن اثر ، معلومتر و معلومتر خواهد شد.
در اينجا تاثيرات عوارض ، زمان و مكان آفرينش اثر هنري نيست كه آدمي را منقلب ميسازد ، چيزي است فراتر از " خوش آمدن " و يا " بد آمدن " كه عكس العملي است به خصوصيات ظاهري اثر و چيزهايي از اين قبيل ، چيزي كه فراتر از دانش مورخ هنري ميرود.
بدين ترتيب قدرت خلق اثري با جاذبه هاي هنري در شرايط مذكور ، كه در اكثر مواقع بنا به گفته هنرمندان ، شرايطي است نامطلوب ، مسلما كاري بس دشوار است و موفقيت در آن جاي تحسين فراوان دارد.
متشكرم
|+| نوشته شده توسط آيتك آذرنژاد در یکشنبه سیزدهم آذر 1384  |
 آثار ماندگار
 
بنام خدا

آثار ماندگار

به اعتبار آثار ماندگار ، آنها كه قرنها تاريخ را پشت سر گذارده اند و همچنان تر و تازه مانده اند ، به اعتبار آثاري كه در زماني خلق شدند ، مقبوليت نيافتند و بعد ها مخاطبان فراواني پيدا كردند و به اعتبار آثاري كه در سپيده دم طلوعشان پر فروغ نمودند و لحظه اي پس از طلوع غروب كردند ، چنين به نظر ميرسد كه آثار هنري بي زمان خلق شده اند و همچنان از گذشته تا امروز تر وتازه مانده اند و در آينده نيز مؤثر و حاظر خواهند بود.
هر چه از لحظه آفرينش اين آثار بيشتر گذشته باشد و آنها تازه تر نمايند ، درجه هنري آنها بالاتر و والاتر خواهد بود. خالق در مخلوق خود و مخاطب خود جاودانه ميشود.
اگر مخاطب پس از مواجه با اثرهنري ، دو ويژه گي دايمي لحظات جاري حيات ، زمان و مكان را به كناري نهاد و فارغ از اين دو شد و توانست به ويژه گي ها و مفاهيم و احساس هاي ديگري دست يابد ، اثر مؤثرافتاده و ماندگارشده و در وراي زمان و مكان ، حياتي جاري و دائم خواهد يافت.
آنچه در آثار ماندگار يافت ميشود ، فارع از بحث هاي سبك شناسي ، " كه به عوارض ثانوي و ثالث اثرميپردازد" ، همه و همه با بخشهايي از هستي سر و كار دارند كه ازلي ابدي هستند. بجاي پرداختن به نيازهاي " آني و ميرا " ي آدمي ، به نيازهاي " آتي و مانا " ي او پرداخته اند . و اين همه نه با تاكيد و اصرار بوده و نه با برنامه قبلي ، بلكه چيزي از درون و برون ، هنرمند را به اين مسير هدايت كرده است . چيزي كه نميدانيم چيست و نميدانيم چگونه در اثر هنري تجلي مي يابد.
خالق هنر ، بي آنكه از پيش ، قالب و محتواي اثر خود را گزيده باشد ، در لحظه خلق ، علاوه بر دانش خود ، چيزهاي ديگري را كه نمي داند و نميدانيم ، در هم مي آميزد و خود را آماده محمل چنين آفرينشي قرار ميدهد و اثري مي آفريند جاودانه و ماندگار.

متشكرم/
|+| نوشته شده توسط آيتك آذرنژاد در شنبه دوازدهم آذر 1384  |
 
 
بالا