بنام خدا
سادگي در معماري
سادگي و آرا مش از خصوصياتي هستند که ارزش راستين هراثر هنري را تعيين ميکنند
اما سادگي به خودي خود نه هدف است و نه مسئله اي است پيش پا افتاده.
سادگي در واقع وجودي است داراي وحدتي آنچنان زيبا و با شکوه که ناهمسازي و هر آنچه بي معناست در آن از ميان رفته باشد.
يکي از عيوب انسان عشق مفرط به جزئيات است که بيش ازهر عيب ديگري ، هر چيز را که از ديد هنري يا از منظر زيبايي شناسي زندگي ، زيبا باشد نابود کرده است. عشقي که ابتذالش لاعلاج است .
اگر اين سادگي را در طرح هايمان نيز رعايت کنيم ، همزمان با آرامش به يک انسجام و اصالت دست يافته ايم. خيلي از خانه ها هستند که اگر نگوييم شبيه صحنه هاي نمايش يا تابلوهاي منظره اند ، دست کم به فروشگاه هاي خرازي و خرده ريز فروشي ميمانند. فقط ظاهر گرانقيمت داشتن ، استفاده از زينت و زيور را توجيح نميکند.
ظاهر ساختمان بايد چنان باشد که انگار از دل طبيعت بيرون آمده است و در محيط دور و برش حضور دارد و با آن هماهنگ است. و البته در مورد معماري داخلي نيز اين سادگي بايد حفظ شود.
رضايت بخش ترين آپارتمانها ، آنهايي هستند که اکثر اثاثشان يا تمامي آنها ، همچون بخشي از طرح اوليه در داخل شان کار گذاشته شده و در آنها کل ، همچون واحدي منسجم در نظر گرفته شده است . ودر مورد رنگ آميزي نيز ، بايد همچون اشکال طبيعي ، متعارف شوند تا براي زيستن انسان مناسب گردند و با دکوراسيون داخل نيز تطبيق يابند.
خانه اي که هويت دارد ، احتمال آنکه با گذشت زمان ، ارزش اش افزايش يابد ، بيشتر ميشود ، حال آنکه خانه اي که باب و مد روز ساخته شده ، در مدت کوتاهي از مد مي افتد و کهنه ميشود و به صرفه هم نيست.
و در خاتمه بنا ها هم بايد مثل آدمها ، بيش از هر چيزي ساده ، صادق و بي غل وغش باشند و در حد امکان زيبا و دوست داشتني.
متشکرم
|
+| نوشته شده توسط
آيتك آذرنژاد در چهارشنبه ششم مهر 1384
|